روانشناسی ۰۱
ردیابی احساسات
ببین ترس، طمع، اعتماد و تردیدچگونه بر معاملههایت اثر میگذارند.
بازار به کسانی که هر حرکت را دنبال میکنند پاداشی نمیدهد.به کسانی پاداش میدهد که در انتظار شکار بینقص میمانند.
بخش ۷
معاملات، تصمیمها و احساساتت را ثبت کن —هوش مصنوعی رفتارت را میآموزد و کمک میکندمعاملهگر منضبطتری شوی.
بخش ۸
شرکای ما در مأموریتمان سهیماند: ارتقای معاملهگران از راه نوآوری، سرمایه و موفقیت همراستا.
بخش ۹
نُه میز معامله، یک عادت: معامله را مینویسند. این چیزی است که بعد از آن تغییر کرد.
الگویی را پیدا کرد که مدام انکارش میکردم؛ هر ضرر در ساعت اولِ من میآمد. زمان شروعم را جابهجا کردم و ماه برگشت.
قبلاً یک شب کامل صرف مرور یک هفته میشد. حالا تا پلتفرم را ببندم، مرور نوشته شده است.
نُه معاملهگر، یک زبان مشترک برای ریسک. جلسات بازبینیمان از بحث به حسابوکتاب رسید.
چاپلوسیات را نمیکند. حجمی را که با عصبانیت میگیری نشان میدهد و بعد صورتحسابش را.
بعد از دو ماه، میانگین ضررم یکسوم کمتر شده. در استراتژیام چیزی عوض نشد، فقط حالا میبینمش.
در تلاش سوم چلنج را پاس کردم. تفاوت این بود که فهمیدم کدام ستاپ واقعاً برایم پول میسازد.
انضباط دیگر یک حس نیست؛ عددی است که پیش از کلیک نگاهش میکنم.
سختترین بخش معاملهگری صادق بودن با خودم بود. این کار را برایم انجام میدهد.
دو حساب، یک ژورنال. تنها جایی است که کل دفترم یکجا معنا پیدا میکند.
چاپلوسیات را نمیکند. حجمی را که با عصبانیت میگیری نشان میدهد و بعد صورتحسابش را.
بعد از دو ماه، میانگین ضررم یکسوم کمتر شده. در استراتژیام چیزی عوض نشد، فقط حالا میبینمش.
در تلاش سوم چلنج را پاس کردم. تفاوت این بود که فهمیدم کدام ستاپ واقعاً برایم پول میسازد.
انضباط دیگر یک حس نیست؛ عددی است که پیش از کلیک نگاهش میکنم.
سختترین بخش معاملهگری صادق بودن با خودم بود. این کار را برایم انجام میدهد.
دو حساب، یک ژورنال. تنها جایی است که کل دفترم یکجا معنا پیدا میکند.
الگویی را پیدا کرد که مدام انکارش میکردم؛ هر ضرر در ساعت اولِ من میآمد. زمان شروعم را جابهجا کردم و ماه برگشت.
قبلاً یک شب کامل صرف مرور یک هفته میشد. حالا تا پلتفرم را ببندم، مرور نوشته شده است.
نُه معاملهگر، یک زبان مشترک برای ریسک. جلسات بازبینیمان از بحث به حسابوکتاب رسید.
انضباط دیگر یک حس نیست؛ عددی است که پیش از کلیک نگاهش میکنم.
سختترین بخش معاملهگری صادق بودن با خودم بود. این کار را برایم انجام میدهد.
دو حساب، یک ژورنال. تنها جایی است که کل دفترم یکجا معنا پیدا میکند.
الگویی را پیدا کرد که مدام انکارش میکردم؛ هر ضرر در ساعت اولِ من میآمد. زمان شروعم را جابهجا کردم و ماه برگشت.
قبلاً یک شب کامل صرف مرور یک هفته میشد. حالا تا پلتفرم را ببندم، مرور نوشته شده است.
نُه معاملهگر، یک زبان مشترک برای ریسک. جلسات بازبینیمان از بحث به حسابوکتاب رسید.
چاپلوسیات را نمیکند. حجمی را که با عصبانیت میگیری نشان میدهد و بعد صورتحسابش را.
بعد از دو ماه، میانگین ضررم یکسوم کمتر شده. در استراتژیام چیزی عوض نشد، فقط حالا میبینمش.
در تلاش سوم چلنج را پاس کردم. تفاوت این بود که فهمیدم کدام ستاپ واقعاً برایم پول میسازد.
بخش ۱۰
هر معاملهگر ممکن است شخصیتی متفاوت در بازار ببیند.شما کدام را در خودتان میبینید؟
دیدگاه خود را کشف کنید